برچسب:
نویسنده: امیر طباطبایی
برچسب:
نویسنده: امیر طباطبایی
برچسب:
نویسنده: امیر طباطبایی
دیر شده اما چیزی کم نشده، اصل کار هم گمانم همان است...
باید به تو مینوشتم که همه ی روزها و شب ها را یادم هست...
تیمار بی انتهای تو را که مبادا تنهایی عارض شود، مبادا ابرهای غصه ببارند....
بی خانمانی و سردرگمی و کلافگی و پارک و جلسه؛ همه را دارم...
مهم تر از اینها جنون و بیقراری بی انتها را هم دارم...
چه دیوانه وار بودیم هیهات... مثل همان باران... همان باران که سرودی دارم مثل بارون زمین میخورم...
برچسب:
نویسنده: امیر طباطبایی
برچسب:
نویسنده: امیر طباطبایی
نمینویسم که یک وقت یک قاشق نشسته دخالت نکند!
خداحافظ
برچسب:
نویسنده: امیر طباطبایی